قول 1 داشتم برای دن از اتفاقی که در روز جاری سر کار افتاد و اینکه چطور خانمی که هر وقت میرفت مرخصی من پای برگش رو امضا میکردم که کارش رو تقبل کنم و در حقش لطف کردم حالا با یکی دوبار نه گفتن بهش رفته و زیر ابم رو زده صحبت میکردم و اینکه چرا اینطور شدن ادم ها روز به روز هم بدتر میشن یه مدل عجیب غریبی که توی مرام ما حتی تصور کردنش هم نیست . اما وسط درد و دل کردنم حس کردم دن هم گناه داره راست میگه من خیلی از کارهام و مسائلی که پیش میاد رو براش میگم دن میگه اهمیتی بهشون نده اسم اینا مشکل یا دغدغ
برچسب:
نویسنده: سارا مرادی